معنی شیرخان

معنی شیرخان

5 بازدید
(اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان تربت حیدریه. سکنهٔ آن ۹۰۰ تن. آب آن از قنات. صنایع دستی آنجا کرباس بافی. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
(اِخ) دهی است از بخش صفی آباد شهرستان سبزوار. سکنهٔ آن ۶۷۱ تن. آب آن از قنات. راه آن اتومبیلرو. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
(اِخ) دهی است از بخش صحنه شهرستان کرمانشاه. سکنهٔ آن ۳۶۰ تن. آب آن از چشمه و رودخانهٔ جامیشان. بنای امامزادهٔ آن قدیم است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
(اِخ) از سرداران سلاطین غور که در کالپور حکومت کرد. (حبیب السیر چ سنگی ج ۱ ص ۴۱۹). چهاردهمین از حکام بنگاله پس از سال ۶۵۹ هـ . ق. (یادداشت مؤلف).
(اِخ) یا شیرعلی خان لودی. مؤلف کتاب مرآةالخیال به سال ۱۱۰۲ هـ . ق. که تذکرهٔ شعراست به اضافهٔ مضامینی در بارهٔ فنون ادبی و تصوف و موسیقی و جغرافیا و عجایب جهان و جز آن. وی نثری مصنوع و متکلفانه دارد. (از یادداشت مؤلف) (از مقدمه و خاتمهٔ مرآت الخیال) (از احوال و اشعار رودکی ج ۳ ص ۸۲۸).

کلمات هم‌قافیه با «شیرخان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید