معنی شیرحاجی
5 بازدید
(اِ مرکب) حصاری که بر دور حصار درون باشد. دیوار مستحکم که گرد قلعه های جنگی کشند. (آنندراج). دیوار مستحکمی که گرد قلعه های جنگی کشند (در عهد صفویان و نادریان). (از فرهنگ فارسی معین): از دروازه بیرون آمده در پشت شیرحاجی خندق قرار گرفته. (تاریخ زند گلستانه). سه ضرب توپ که شش من و چهار من و سه من وزن گلولهٔ آنها بود در سر خندق متصل شیرحاجی برقرار. (تاریخ زند گلستانه). حامی دین محمد حیدر خیبرگشاست قلعهٔ شرع متین را شیرحاجی مرتضاست. عبدالغنی قبول (از آنندراج). ز حسن حسن موله به نارپستان باش بگیر اول از این قلعه شیرحاجی را. محسن تأثیر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شیرحاجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر