معنی شیرجی
5 بازدید
[ رَ جی ی ] (ع ص نسبی) منسوب است به فروش شیرج که روغن سمسم است و در بغداد هر کس به فروش آن اشتغال داشت او را شیرجی و شرجانی نامند. (از لباب الانساب).[ رَ ] (اِخ) ابواسحاق ابراهیم بن اسحاق... شیرجی حنبلی بغدادی. از راویان بود و از عباس دوری و علی بن داود قنطری و جز آن دو روایت کرد و دارقطنی و جز وی از او روایت دارند. مرگ شیرجی به سال ۳۳۲ هـ . ق. اتفاق افتاد. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «شیرجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر