معنی شیربرز
8 بازدید
[ بُ ] (ص مرکب) شیرتن. شیرهیکل. که تنی قوی چون شیر دارد. (یادداشت مؤلف): نه اسب و نه جوشن نه تیغ و نه گرز از آن هر یکی کودکی شیربرز.فردوسی.
کلمات همقافیه با «شیربرز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رز» برای سرودن شعر