معنی شیربان
7 بازدید
(ص مرکب) نگهبان شیر. (ناظم الاطباء). شیروان. آنکه نگاهبان شیر است. (یادداشت مؤلف): همی شد دوان شیربان چون نوند به یک دست زنجیر و دیگر کمند.فردوسی. گاو چشم دلیر شوخ گشاد چشم بر شیربان شیرآغال. ازرقی (از انجمن آرا). - شیربان باشی؛ منصبی به زمان ناصرالدین شاه، و دارندهٔ آن نگاهبان چند شیر بود. (یادداشت مؤلف). || (اِ مرکب) در لغت ترکی به معنی گل سوسن گفته اند. (انجمن آرا) (آنندراج) (از فهرست مخزن الادویه).
کلمات همقافیه با «شیربان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر