معنی شیرانه
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (ص نسبی، ق مرکب) مانند شیر. چون شیر. بسان شیر. با شجاعت و بیباکی چون شیر: ور بخرگه بگذرد بیگانه رو حمله بیند از سگان شیرانه او.مولوی. || شجاعانه. با دلیری. با بیباکی و دلاوری. || شجاع و دلیر. (ناظم الاطباء).[ نَ / نِ ] (ص نسبی) منسوب به شیر خوراکی. || (اِ) چوبی که بدان دوغ را برانند تا مسکه برآید. (ناظم الاطباء). || ریحان است. (تحفهٔ حکیم مؤمن).
کلمات همقافیه با «شیرانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر