معنی شیراملج
6 بازدید
[ اَ مُ لِ ] (معرب، اِ مرکب) شیرآملج. معرب شیرآمله. (ناظم الاطباء). رجوع به شیرآملج شود.
کلمات همقافیه با «شیراملج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لج» برای سرودن شعر