معنی شیرازه زدن
7 بازدید
[ زَ / زِ زَ دَ ] (مص مرکب) شیرازه بستن. ته بندی کتاب و دفتر و جز آن. (یادداشت مؤلف): دفتر گل را فلک کرد به شنگرف رنگ زرین شیرازه زد هر ورقی را جلا.خاقانی. مکن گویا به عرض مدعا یا رب زبانم را ز خاموشی بزن شیرازه اوراق فغانم را. معز فطرت (از آنندراج). رجوع به شیرازه بستن شود.
کلمات همقافیه با «شیرازه زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر