معنی شیرابه
8 بازدید
[ بَ / بِ ] (اِ مرکب) شیرهٔ خشخاش. (ناظم الاطباء) (از برهان). || مایعی که در ساقهٔ بعضی از گیاهها وجود دارد و گاهی می تراود. (فرهنگ فارسی معین). اگر ساقه یا برگ بعضی از نباتات از قبیل شنگ، انجیر، فرفیون و شقایق را قطع نماییم مایع سفیدرنگی به نام شیرابه از آن خارج می گردد و آن در مجاری مخصوصی به نام لوله های شیرابه قرار دارد. رنگ آن اغلب سفید شیری می باشد ولی گاهی مانند شیرابهٔ خرزهره بیرنگ و یا مانند شیرابهٔ مامیران نارنجی است. شیرابه دارای مواد مختلفی از قبیل صمغها، چربیها، نشاسته ها، و مواد غیرقابل جذب و استخوانی شکل، گوتاپرکا و کائوچو می باشد و قسمت اعظم آنرا آب تشکیل می دهد. (گیاه شناسی ثابتی صص ۱۸۱ -۱۸۳). - لوله های شیرابه؛ لوله هایی در برخی از گیاهان که شیرابهٔ آنها در آن قرار دارد و ترشح می کند. رجوع به گیاه شناسی ثابتی صص ۱۸۱ -۱۸۵ شود.
کلمات همقافیه با «شیرابه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر