معنی شیدسپ
6 بازدید
[ دَ ] (اِخ) صورت مخفف شیداسپ. شیداسب. نام پسر گشتاسب. (ولف) (ناظم الاطباء): اَبَر کین شیدسپ فرزند شاه چو رستم بیامد میان سپاه.فردوسی. رجوع به شیداسب و شیداسپ شود.[ دَ ] (اِخ) نام فرزند تور. وی پس از مرگ کورنگ پادشاه زابلستان بتاج و تخت رسید و از او پسری موسوم به طورنگ متولد گردید. (یشتها ج ۲ ص ۱۹۶): از آن ماه زادش یکی شه نژاد ببد شاد و شیدسپ نامش نهاد.فردوسی.
کلمات همقافیه با «شیدسپ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سپ» برای سرودن شعر