معنی شیداب
7 بازدید
(اِخ) نام حکیمی بود، و او خاک را اله میداند چنانکه دیگران آتش را. (برهان). از برساخته های فرقهٔ آذرکیوان. شیداب پزشکی بود روانشناس از ایران و منظور نظر اعیان و صنادید، در اواخر دولت ایام ضحاک. (دبستان المذاهب ص ۷۶). و مؤلف دبستان در دوازدهمین نظر در مذهب شیدا بیان از عقاید این فرقه بحث کند. (حاشیهٔ برهان چ معین). او [ شیداب ] گفته که مبدأ اول یعنی واجب الوجود عبارت از خاک است و از خشکی افروخته شد و از سردی خاک، آب برآمد و از تری آب، هوا، و چون این چهار در هم پیوستند موالید پدیدار گشت. (از انجمن آرا) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شیداب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر