معنی شیخ العمید
5 بازدید
[ شَ خُلْ عَ ] (اِخ) مخاطبهٔ بوسهل حمدوی. لقب بوسهل زوزنی ندیم سلطان مسعود غزنوی و رئیس دیوان رسالت او، پس از مردن بونصر مشکان و بروزگار سلطان مودود، و ممدوح منوچهری : شاخ بنفشه بر سر زانو نهاده سر مانندهٔ مخالف بوسهل زوزنی شیخ العمید سید صاحب که ذوالجلال نعمتْش داد و صحت تن داد و ایمنی. منوچهری. ندیم شه شرق شیخ العمید مبارک لقائی بلنداختری.منوچهری. امیر فرمود وی [ بوسهل حمدوی ] را خلعتی راست کردند چنانکه وزیران را کنند... و مخاطبهٔ وی الشیخ العمید فرمود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۹۰). رجوع به عمید و بوسهل زوزنی شود.
کلمات همقافیه با «شیخ العمید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر