معنی شیخ اشکیوان
8 بازدید
[ شَ خِ اِ کی ] (اِخ) مردی که لعل از پایان قبر علی (ع) بدندان ربودن خواست و دندانش در لعل خلیده ماند. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «شیخ اشکیوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر