معنی شیخ‌شعیب

معنی شیخ‌شعیب

7 بازدید
[ شَ شُ عَ ] (اِخ) جزیره ای از جزایر خلیج فارس در جنوب ایران که یکی از مراکز داد و ستد مروارید است. (یادداشت مؤلف). جزیره ای است در هشت میلی بندرلنگه در خلیج فارس بطول ۱۲ و عرض ۵ کیلومتر. جمعیت آن ۸۰۰۰ تن است و اکثر سکنهٔ آن ماهیگیرند و صید ماهی در اطراف آن رواج دارد. (فرهنگ فارسی معین) (تاریخ سیاسی خلیج فارس از صادق نشأت ص ۴۱۸). گوشهٔ خاوری این جزیره که بمسافت ده کیلومتری جنوب باختری رأس نخیلو و در جنوب بندر مقام واقع شده خیلی پست است و بلندترین نقطهٔ آن ۳۷ متر ارتفاع دارد. طول جزیره ۲۴ کیلومتر و عرض آن پنج کیلومتر و جمعیت آن در حدود ۶۰۰ نفر است که بشغل ماهیگیری و صید مروارید می پردازند. مختصر نخلستانی نیز دارند. ارتباط آنها با کرانهٔ شیب کوه و توسط کرجیهای بادی است.

کلمات هم‌قافیه با «شیخ‌شعیب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید