معنی شیخة
5 بازدید
[ شَ خَ ] (ع اِ) زن پیر. مؤنث شیخ است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). زن پیر. رجوع به شیخ شود.[ یَ خَ ] (ع اِ) جِ شیخ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ خَ ] (ع اِ) جِ شَیخ. (منتهی الارب).[ شَ خَ ] (اِخ) رملهٔ سفیدی است در بلاد اسد و حنظله. (از اقرب الموارد) (از معجم البلدان). پشته ای است، سمیت بها لبیاضها. (منتهی الارب). ریگستانی است سپید به بلاد اسد و حنظله. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شیخة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خة» برای سرودن شعر