معنی شیخ‌الرئیس

معنی شیخ‌الرئیس

5 بازدید
[ شَ خُرْ رَ ] (اِخ) رجوع به ابوعلی سینا شود.
[ شَ خُرْ رَ ] (اِخ) قاجار، ابوالحسن میرزا متخلص به حیرت، فرزند شاهزاده محمدتقی میرزا حسام السلطنه و نوادهٔ فتحعلیشاه. ولادت در تبریز ۱۲۶۴ هـ . ق. و فوت ۱۳۳۶ هـ . ق. وی سالها بکسب علوم متداول مشغول بود و در شمار دانشمندان عهد درآمد. او بر نظم و نثر فارسی تسلط داشت و دیوانش در بمبئی بچاپ رسیده. وی از آزادیخواهان مشهور بود و بعد از بمباران مجلس (زمان محمدعلیشاه) در باغشاه محبوس گردید. (از فرهنگ فارسی معین) (از دانشوران خراسان ص ۲۴۶).

کلمات هم‌قافیه با «شیخ‌الرئیس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید