معنی شیخ‌الاسلام

معنی شیخ‌الاسلام

9 بازدید
[ شَ خُلْ اِ ] (ع اِ مرکب) لقبی است که در نیمهٔ دوم قرن چهارم هجری بر علما و شیوخ متصوفه اطلاق می شده و در اوائل عهد ممالیک در مصر و شام از القاب تشریفاتی بود نه از القاب رسمی اما پس از آنکه این لقب بر مفتی اعظم عثمانی اطلاق گردید ارج و منزلتی یافت و جنبهٔ رسمی پیدا نمود، و در قرن هفتم هجری این لقب بر مفتیان متنفذ نیز اطلاق می شد و در ایران بزمان صفویان به کسانی که در رأس قوهٔ قضائیه قرار داشتند و از طرف صدراعظم منصوب می شده اند اطلاق میگردید. (از دائرةالمعارف اسلامی). || لقب رئیس مفتیان و قضات دولت عثمانی که او را سلطان تعیین می کرد. (یادداشت مؤلف).
[ شَ خُلْ اِ ] (اِخ) لقب شیخ احمد جامی. رجوع به احمدبن ابی الحسن بن محمد... شود.
[ شَ خُلْ اِ ] (اِخ) لقب خواجه عبداللََّه انصاری. رجوع به خواجه عبداللََّه شود.
[ شَ خُلْ اِ ] (اِخ) رجوع به عبدالقادربن ابی صالح پشتبری گیلانی شود.
[ شَ خُلْ اِ ] (اِخ) لقب شهیدی هروی. او راست: الرسالة الحمویة. (از کشف الظنون). رجوع به احمدبن یحیی بن سعدالدین مسعود شود.
[ شَ خُلْ اِ ] (اِخ) رجوع به زکی الدین بن احمد اللوهوری شود.
[ شَ خُلْ اِ ] (اِخ) رجوع به احمدبن محمدبن صاعد شود.
[ شَ خُلْ اِ ] (اِخ) رجوع به احمدبن جریر شود.
[ شَ خُلْ اِ ] (اِخ) لقب اسعدبن محمدبن اسماعیل بن شیخ الاسلام. او راست: تخمیس قصیدة الهمزیة بوصیری. (از کشف الظنون).
[ شَ خُلْ اِ ] (اِخ) لقب ابن تیمیه. (از دایرةالمعارف اسلامی).
[ شَ خُلْ اِ ] (اِخ) لقب ابن القیم جوزی. (از دایرةالمعارف اسلامی).
[ شَ خُلْ اِ ] (اِخ) رجوع به ابوالحسن شیخ الاسلام هکاری و علی بن احمد... شود.
[ شَ خُلْ اِ ] (اِخ) رجوع به عبداللََّه بن محمدبن علی هروی شود.
[ شَ خُلْ اِ ] (اِخ) لقب ابومحمد عبدالرحمن بن علی دیبع شیبانی عبدری. رجوع به شیبانی عبدالرحمن... شود.
[ شَ خُلْ اِ ] (اِخ) یا شیخ الاسلام خراسان. لقب اسماعیل بن عبدالرحمن فقیه بزرگ شافعی که در قرن پنجم هجری در خراسان میزیسته است. (از دائرةالمعارف اسلامی).
[ شَ خُلْ اِ ] (اِخ) لقب امام محمد غزالی. رجوع به غزالی شود.
[ شَ خُلْ اِ ] (اِخ) مقتول. رجوع به احمد تفتازانی شود.
[ شَ خُلْ اِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز است و ۲۷۴ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ شَ خُلْ اِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه است و ۲۴۲ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «شیخ‌الاسلام»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ام» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید