معنی شیت
9 بازدید
[ یَ ] (از ع، اِ) شیة. هر رنگ مخالف رنگ عمدهٔ یک شی ء. || علامت. نشان. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به شیة شود.(ص) بیمزه. تفه. بیخوا. ویر. بی نمک. شیل. بی طعم. (یادداشت مؤلف). || که چاشنی از ترشی و شیرینی و غیره ندارد. (یادداشت مؤلف). - شیت شدن؛ بیمزگی با شیرینی زننده پیدا کردن. - شیت و لیوه؛ از اتباع است بمعنی لوس و نُنُر. بی ملاحت و بی نمک در اطوار. لیت و لیوه. (یادداشت مؤلف). - شیت و ویر؛ بی نمک، خصوصاً سپید. (یادداشت مؤلف): شیربرنج شیت؛ شیربرنج بی نمک.
کلمات همقافیه با «شیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر