معنی شیبی
6 بازدید
(حامص) شیوی. هبوط. صبب. (یادداشت مؤلف). || (ص نسبی) منسوب به شیب. نشیبی. مقابل فرازی. - سراشیبی؛ سرازیری.[ شَ بی ی ] (ص نسبی) منسوب است به شیبةبن عثمان. (از انساب سمعانی). رجوع به شیبةبن عثمان شود.[ شَ بی ی ] (اِخ) محمدبن زین العابدین بن محمدبن عبدالمعطی الشیبی، جد شیبیین پرده داران کعبه در زمان حاضر. وفات او بسال ۱۲۵۳ هـ . ق. بمکهٔ مکرمه است. او راست رساله ای بنظم در مناسک حج بر مبنای فقه شافعی. (از اعلام زرکلی چ ۲ ج ۶ ص ۳۶۸).
کلمات همقافیه با «شیبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر