معنی شیبقان
5 بازدید
[ شَ بَ ] (اِخ) (شیبان) ابن توشی بن چنگیزخان، جد ملوک شیبانیهٔ ماوراءالنهر. (تاریخ جهانگشای جوینی ج ۱). رجوع به شیبان بن جوجی و شیبانیان شود.
کلمات همقافیه با «شیبقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر