معنی شیبت
7 بازدید
[ شَ بَ ] (از ع، اِ) بمعنی ریش و لحیه : شیبت سپید در خاک مالید و بساط بارگاه بنثار جواهر پر کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۰۵). || (اِمص) پیری. (غیاث) (دهار): که شیبت درآمد بروی شباب شبت روز شد دیده برکن ز خواب. سعدی.
کلمات همقافیه با «شیبت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بت» برای سرودن شعر