معنی شیبانیان

معنی شیبانیان

19 بازدید
[ شَ ] (اِخ) منسوب به شیبان. رجوع به شیبان و شیبانی شود.
[ شَ ] (اِخ) قسمت عمده از قبایل شیبانی که در ناحیهٔ «تیومن» سکونت داشتند تحت سرکردگی محمد شیبانی بماوراءالنهر کوچ کردند و امرای تیموری را از بین بردند و دولت ازبکان را تأسیس نمودند. این دولت که خانات بخارا و خیوه شاخه هایی از آن بودند تا تصرف این قسمت بتوسط روسها وجود داشتند. ازبکان تحت امر چند سلسله بر ماوراءالنهر مستولی بودند، و از آن جمله امرای شیبانی است که در تمام قرن یازدهم هجری این خطه را تحت حکومت خود داشتند، ولی خوارزم را خانان این ناحیه که نیز اولاد شیبان بودند و خراسان را صفویه از تحت حکومت ایشان بیرون بردند. اسامی افراد این شعبه از شیبانیان از این قرار است: محمد شیبانی - - - - - جلوس - - - - - ۹۰۶ هـ . ق. / ۱۵۰۰ م. کوچکونجی - - - - - جلوس - - - - - ۹۱۶ هـ . ق. / ۱۵۱۰ م. ابوسعید - - - - - جلوس - - - - - ۹۳۷ هـ . ق. / ۱۵۳۰ م. عبیداللََّه - - - - - جلوس - - - - - ۹۴۰ هـ . ق. / ۱۵۳۳ م. عبداللََّه اول - - - - - جلوس - - - - - ۹۴۶ هـ . ق. / ۱۵۳۹ م. عبداللطیف - - - - - جلوس - - - - - ۹۴۷ هـ . ق. / ۱۵۴۰ م. نوروز احمد - - - - - جلوس - - - - - ۹۵۹ هـ . ق. / ۱۵۵۱ م. پیر محمد اول - - - - - جلوس - - - - - ۹۶۳ هـ . ق. / ۱۵۵۵ م. اسکندر - - - - - جلوس - - - - - ۹۶۸ هـ . ق. / ۱۵۶۰ م. عبداللََّه دوم - - - - - جلوس - - - - - ۹۹۱ هـ . ق. / ۱۵۸۳ م. عبدالمؤمن - - - - - جلوس - - - - - ۱۰۰۶ هـ . ق. / ۱۵۹۸ م. پیر محمد دوم - - - - - جلوس - - - - - ۱۰۰۷ هـ . ق. / ۱۵۹۹ م. این سلسله را امرای هشترخان منقرض کردند. (از فرهنگ فارسی معین). رجوع به طبقات سلاطین اسلام لین پول ترجمهٔ عباس اقبال شود.
[ شَ ] (اِخ) نسل ششم شیبان بن جوجی موسوم به منگوتیمور یا ازبک، خان کل سیراُردو معاصر بود. قبایل خاندان شیبان از آن تاریخ به بعد به ازبکان مشهور شدند و این اسم بر روی ایشان ماند. بعد از انقراض خاندان «باتو» چند تن از خاندان شیبان بمقام خانی کل رسیده اند و در دورهٔ دوم ایام منازعات خاندانهای متخاصم، یعنی بعد از طرد توقتمش «درویش خان» و «سیداحمد» به احتمال قوی نمایندهٔ خاندان شیبانی بوده اند. شعبهٔ اصلی این خاندان در اردوگاه اولی خود ماندند و عنوان تزارهای تیومن را پیدا کردند و ایشان گاهی نیز بر قسمت عظیمی از سیبریه مسلط بودند، و اگرچه تا ۱۶۵۹ م. یعنی تا موقعی که قبایل «قلموق» مساکنشان را بتصرف داشتند باقی بودند ولی مدتها قبل از این تاریخ اعتبار خود را از دست داده بودند و فقط اسمی از ایشان بجا مانده بود. از این شعبه مهمتر فرزندان پولاد پسر منگوتیمورند که یک بار هم بمقام خانی کل سیراُردو رسیده اند. دو پسر پولاد ابراهیم و عربشاه بترتیب جد خانان بخارا و خانان خوارزم و خیوه اند. خانات اول را محمد شیبانی نوادهٔ ابوالخیرخان تأسیس کرد و ابوالزبیرخان خود نوادهٔ ابراهیم است که در ۱۵۲۰ م. میزیسته. خانات بخارا تا ایام اخیر باقی بودند و «کائوفمان» سردار روسی آنرا در سال ۱۲۸۵ هـ . ق. / ۱۸۶۸ م. تحت تبعیت روسیه درآورد. عربشاه مؤسس خانات خیوه، اگرچه بمقام خانی کل سیراُردو نرسیده ولی سکه ای از او در دست است که قبل از هجوم توقتمش در دشت قپچاق ضرب شده. پنجمین پشت او «ایلبرس خان» پس از مرگ محمد شیبانی ظاهراً در حدود ۹۲۱ هـ . ق. / ۱۵۱۵ م. تمام ماوراءالنهر را بتصرف درآورد و فرزندان او تا اوایل قرن حاضر به خانان خیوه معروف بودند ولی از سال ۱۲۸۹ هـ . ق. / ۱۸۷۲ م. ببعد روسیه ایشان را تحت تعقیب خود درآورده بود. (از فرهنگ فارسی معین). رجوع به شیبانیه در دائرةالمعارف اسلامی و تاریخ جهانگشای ج ۱ ص ۱۴۴۵ و طبقات سلاطین لین پول ص ۲۱۴، ۲۱۲، ۲۴۱، ۲۴۳ شود.
[ شَ ] (اِخ) خاندان ابودلف که ممدوح قطران بوده است و اسدی طوسی خاندان ابودلف را تازیک و از قبیلهٔ شیبانیان میخواند و او که گرشاسبنامه را در سال ۴۵۸ هـ . ق. سروده پیداست که ابودلف زندگانی دراز کرده و تا آن هنگام زنده و فرمانروا بوده و اسدی در آن سال به نخجوان رسیده است و وزیر ابودلف که محمد پسر اسماعیل حصنی نام داشته و برادرش ابراهیم از او درخواسته که به پیروی از فردوسی داستانی را بنام ابودلف بنظم بسراید، او این خواهش را پذیرفته است. (از شهریاران گمنام ص ۱۷۲، ۲۲۴): شه ارمن و پشت ایرانیان مه تازیان شاه شیبانیان. اسدی (گرشاسب نامه ص ۱۱). سوار جهان پشت ایرانیان مه تازیان تاج شیبانیان.اسدی. شجرهٔ این شیبانیان چنین است <۵۳۰۶۴۱۰۱۴۶۳۹۰۱>...

کلمات هم‌قافیه با «شیبانیان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید