معنی شیباء
8 بازدید
[ شَ ] (ع ص) گویند: باتت بلیلة شیباء (بفتح و اضافت) و هم چنین بلیلة الشیباء؛ شبی که در آن بکارت زن باکره زائل کرده شود. لیلة شیباء (بالاضافه)؛ شبی که در آن دوشیزگی زن دوشیزه ربوده شود، یقال: باتت فلانةُ بلیلة شیباء؛ اگر بکارت او زائل گردد. و باتت بلیلة حرة؛ اگر بکارت وی زائل نگردد. (از منتهی الارب). باتت بلیلة شیباءَ و بلیلة الشیباءٍ؛ شب زفاف با ازالهٔ دوشیزگی. (از اقرب الموارد). مقابل لیلة حُره؛ شبی که داماد دوشیزگی برده باشد. شب زفاف به آرامش با دوشیزه. (یادداشت مؤلف). || آخر شب از ماه. (منتهی الارب). شب آخر ماه. (از اقرب الموارد).[ شَ ] (ع ص) زن سپیدموی و پیر. (ناظم الاطباء).[ شَ ] (اِخ) ابوبکربن شائب. محدث است و متأخر. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شیباء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر