معنی شیبا

معنی شیبا

7 بازدید
(ص، اِ) از پهلوی چیباک، شیپاک، تندرو: آژی شپاک؛ مار تیز در رفتار، مار شیبا. (یادداشت مؤلف). مار افعی. (برهان) (انجمن آرا) (از جهانگیری) (آنندراج) (یادداشت مؤلف). || (ص) مار شیبا؛ بگمانم بمعنی گزنده و عذاب دهنده است، مقابل مار بی زهر که نگزد و عذاب نکند، چه شیب بمعنی عذاب است. (یادداشت مؤلف). موذی: مار شیبا؛ مار گزنده. مار موذی : کسی کش مار شیبا بر جگر زد ورا تریاق سازد نی طبرزد. (ویس و رامین). سر دیوار او پر مار شیبا جهان از زخم آنها ناشکیبا.(ویس و رامین). کنون بِپْسیچ تا تیمار بینی جدائی را چو شیبا مار بینی. (ویس و رامین). وکیل و قاضیم اندر گذر کمین کرده است بکف قبالهٔ دعوی چو مار شیبائی .حافظ. || شیفته و دیوانه که افسون نپذیرد. (انجمن آرا) (آنندراج). || آشکار. هویدا. ظاهر. || زر و طلا. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «شیبا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «با» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید