معنی شیاق
8 بازدید
(ع اِ) شیق. چیزی که دراز کنند آنرا بچیزی تا چیز دیگری را بدان بندند مانند طناب چادر و غیره. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). چیزی که در آن کرده شود به آن چیزی تا بسته شود بچیزی دیگر. (منتهی الارب).(ع مص) بستن طناب. (منتهی الارب). بستن طناب را بمیخ: شقت الطنب الی الوتد شیاقاً. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شیاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر