معنی شیاریدن
6 بازدید
[ دَ ] (مص) شیار کردن. (یادداشت مؤلف) (فرهنگ فارسی معین). گاوآهن راندن در زمین. (ناظم الاطباء). مصدر شیار است بمعنی شیار کردن. و زمین را شکافتن و راندن به جهت زراعت، و شدیاریدن هم می گویند. (برهان) (آنندراج). || آماده کردن زمین جهت زراعت و کشت. || تخم افشاندن در زمین. || کشتکاری کردن. (ناظم الاطباء). بمعنی زراعت کردن هم آمده است. (برهان) (آنندراج). - بازشیاریدن؛ زیرورو کردن زمین : {/Bوَ إِذَا اَلْقُبُورُ بُعْثِرَتْ ۱-۴۸۲:۴/}(قرآن ۸۲/۴)؛ و آنگه که گورها بازشیارند و زیرورو کنند. (ابوالفتوح ج ۵ ص ۴۸۵). || نگریستن و نگاه کردن. (ناظم الاطباء). اما جای دیگر دیده نشد.
کلمات همقافیه با «شیاریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر