معنی شگون

معنی شگون

5 بازدید
[ شُ ] (اِ) فال نیک. تفأل خیر. فال میمون و مبارک. (ناظم الاطباء) (از برهان). طیره. آغال. اغور. (یادداشت مؤلف). تفأل گرفتن به آواز و پرواز و جز آن و به صورت شگن هم آمده و این مشترک است در هندی و با لفظ نهادن و گرفتن و کردن مستعمل. (آنندراج): صباح هفته اگر جام لاله گون باشد تمام هفته به عیش و طرب شگون باشد. (از فرهنگ جهانگیری). - شگون بد؛ تطیر. طیره. تشأم. (از یادداشت مؤلف). - شگون بد یا خوب زدن؛ فال بد یا خوب زدن. (یادداشت مؤلف). - شگون زدن؛ فال زدن. (یادداشت مؤلف). - شگون کردن؛ به فال نیک داشتن : یک نوبرم ز نخل مراد تو آرزوست تلخی بگو که تا به قیامت شگون کنم. باقر کاشی (از آنندراج). آسیبی از خمار نیابد تمام عمر هر کس که از کف تو ایاغی شگون کند. علی خراسانی (از آنندراج). - شگون گرفتن؛ فال گرفتن. تفأل کردن : بگرفته ام شگون طپشی تازه در دل است شاید که آب رفته بیاید به جوی ما. واله هروی (از آنندراج). - شگون گیر؛ آنکه به شگون کار کند. (آنندراج): درگذشتن نتواند نگه از کشتهٔ او تا تسلی ندهد چشم شگون گیر مرا. ظهوری (از آنندراج). - شگون نهادن؛ فال گرفتن. تفأل : فال زدم که از هوس کشته شوم به یک نفس هم ز لب تو این سخن به که شگون نهد کسی. بابافغانی (از آنندراج). - بدشگونی کردن؛ فال بد زدن. تطیر. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «شگون»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ون» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید