معنی شک کردن
8 بازدید
[ شَ کَ دَ ] (مص مرکب) به شک افتادن. تردید کردن. خلاف یقین کردن. ارتیاب. مراء. ممارات. مریه. امتراء. بیقره. (از یادداشت مؤلف): هیچ شک می نکنم کآهوی مشکین تتار شرم دارد ز تو مشکین خط آهوگردن.سعدی. هر جای که بگذری بدان خوبی کس شک نکند که سرو بستانی.سعدی.
کلمات همقافیه با «شک کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر