معنی شکمگنده
6 بازدید
[ شِ کَ گُ دَ / دِ ] (ص مرکب) کلان شکم. (ناظم الاطباء). که شکم بزرگ دارد. بزرگ شکم. بطین. دارای شکمی بزرگ. کلان شکم. شکم آور. منفوخ. در تداول عوام، آنکه شکمی بزرگ و پیش آمده دارد. (یادداشت مؤلف). || پرخور. آنکه بسیار خورد. بسیارخوار. پرخوار. (یادداشت مؤلف). و رجوع به مترادفات کلمه شود.
کلمات همقافیه با «شکمگنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر