معنی شکمپرست
6 بازدید
[ شِ کَ پَ رَ ] (نف مرکب) ابن البطن. شکم باره. (یادداشت مؤلف). پرخور و عبدالبطن. (ناظم الاطباء). شکم بنده. شکم پرور. (آنندراج): در آن سماط که منظور میزبان باشد شکم پرست کند التفات بر مأکول.سعدی. شکم پرست ز معنی است دور کاسبان را به است توبرهٔ جو ز گوهرینه ستام. میرخسرو (از آنندراج). - امثال: شکم پرست خداپرست نبود. (امثال و حکم دهخدا). رجوع به شکم باره و مترادفات دیگر شود. || عیاش. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شکمپرست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر