معنی شکموار
7 بازدید
[ شِ کَ ] (اِ مرکب) به اندازهٔ یکبار سیر خوردن. به اندازهٔ یک بار خوردن و سیر شدن غذا: چرا از پی یک شکم وار نان گراینده باید به هر سو عنان.نظامی. هر کجا چون زمین شکم خواریست از زمین خورد او شکم واریست.نظامی. درین پشته منه بر پشت باری شکم واری طلب نه پشتواری.نظامی. اگر خواهی جهان در پیش کردن شکم واری نخواهی بیش خوردن.نظامی.
کلمات همقافیه با «شکموار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر