معنی شکمخواری
6 بازدید
[ شِ کَ خوا / خا ] (حامص مرکب) گرسنگی. (ناظم الاطباء) (آنندراج). || پرخواری. پرخوری. شکم بارگی : چو قرص گرم فلک دید گل دهن بگشود ندانمش ز چه پیدا شد این شکم خواری. فرخی (از انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «شکمخواری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر