معنی شکمبند
7 بازدید
[ شِ کَ بَ ] (نف مرکب) که شکم را ببندد. آنکه شکم را ببندد. || (اِ مرکب) نواری به شکلی خاص برای بستن شکم که اطبا تجویز کنند. پارچهٔ خاص که بر شکم مردمی که شکمشان بسیار بزرگ شده بندند تا بزرگتر نشود یا بزرگ و کلان ننماید. (یادداشت مؤلف). کمربندی عریض از پارچهٔ ضخیم که برای منع بزرگ شدن شکم و جز آن بندند. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «شکمبند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر