معنی شکفتگی
7 بازدید
[ شِ کُ تَ / تِ ] (حامص) حالت و چگونگی شکفته. (از ناظم الاطباء): نضرت، نضارت، شکفتگی درخت. (یادداشت مؤلف). || واشدن غنچه. || واشدگی بهار در حالت تبسم. (ناظم الاطباء). || لبخند. شکفتگی روی. حالت تبسم داشتن. (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شکفتگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر