معنی شکعة
6 بازدید
[ شَ کِ عَ ] (ع ص) تأنیث شکع. خشک و غیر نرم که خم نشود. (از دزی ج ۱ ص ۷۷۸). - افنان شکعة؛ شاخه های خشک که خم نشود. (از دزی ج ۱ ص ۷۷۸): هو [ بشام ] شجر ذوساق و افنان شکعة. (تذکرهٔ ابن البیطار). - حشیشة شکعةالصیدان؛ علف که ساقه های آن خشک باشد و قابل خمیدن نباشد. (از دزی ج ۱ ص ۷۷۸).
کلمات همقافیه با «شکعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر