معنی شکستهنفس
7 بازدید
[ شِ کَ تَ / تِ نَ ] (ص مرکب) متواضع. فروتن. آنکه خود را کوچکتر از آنچه هست نشان دهد. (یادداشت مؤلف). رجوع به شکسته نفسی شود.
کلمات همقافیه با «شکستهنفس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فس» برای سرودن شعر