معنی شکس

معنی شکس

12 بازدید
[ شَ ] (ع اِ) یک روز یا دو روز پیش از طلوع هلال و آن ایام محاق است که دو شب یا سه شب آخر ماه باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (ص) مرد دشوارخوی. ج، شُکْس. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
[ شَ کِ ] (ع ص) مرد دشوارخوی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مرد تندخو. (از اقرب الموارد). بدخوی. دشوارخوی. سرکش. نافرمان بر. شَرِس. سخت. صعب. عسر (در اخلاق). دندان گرد (در معاملات). (یادداشت مؤلف). || مرد بخیل. ج، شُکْس. (منتهی الارب). بخیل. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).
[ شُ ] (ع ص) جِ شَکْس. یقال: رجل شکس و رجال شکس، کما یقال رجل صدق و آدم صدق. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || جِ شَکِس. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به شَکِس شود.
[ شَ کُ ] (ع ص) مرد دشوارخوی. || بخیل. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و رجوع به شَکِس شود.

کلمات هم‌قافیه با «شکس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید