معنی شکرینه
5 بازدید
[ شَ کَ نِ یا نَ ] (ص نسبی، اِ) منسوب به شکر. شکرین. شکری. شیرین. (یادداشت مؤلف). || نوعی از حلوای شکر که به تازی ناطف گویند. (از انجمن آرا) (از برهان) (ناظم الاطباء) (آنندراج). ناطف. قباط. قبیط. قبیطاء. قبیطی. شکرینه که حلواییست. (منتهی الارب) (یادداشت مؤلف). ناطف. قبیطی. (اقرب الموارد). ابوالقوام. شکرینج. (یادداشت مؤلف): شکرینه، که از شکر فایق کنند معتدل باشد و سده کمتر تولد کند و بهتر حلواها این است و محرور دفع مضرت او به میوه های ترش کنند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). ناطفی؛ شکرینه فروش. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شکرینه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر