معنی شکرچین
7 بازدید
[ شَ کَ / شَ کْ کَ ] (نف مرکب) آنکه در ایام جشن و عید هرچه بیفتد جمع میکند. (ناظم الاطباء). آنکه بفخم بر چوب افراخته دارد و نثار در هوا برباید. نثارچین. (یادداشت مؤلف): شدند از فخر حورالعین و رضوان درین مجلس گهرباره شکرچین. امیرمعزی (از آنندراج). بگوش خسرو چین همچنان سخن گوید که پر شود ز شکّر آستین شکرچین.سوزنی. || کنایه از شیرین گفتار: عرصهٔ جانفزای خاطر تو مجمع طوطیان شکّرچین. سیدحسن غزنوی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شکرچین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر