معنی شکرپرداز
6 بازدید
[ شُ پَ ] (نف مرکب) شکرگزار و سپاس گوی. (ناظم الاطباء). سپاسگزار. ثناگوی : هر سر خاری زبان شکرپردازی شده ست محمل لیلی همانا در بیابان آمده ست. صائب تبریزی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شکرپرداز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر