معنی شکرپاره
9 بازدید
[ شَ کَ پا رَ / رِ ] (اِ مرکب) قطعه ای از شکر. (فرهنگ فارسی معین). || نوعی از حلوا. (ناظم الاطباء). قطاع. قسمی شیرینی. (یادداشت مؤلف). طرز تهیهٔ آن چنین است که مقداری روغن را داغ کنند و بقدری آرد در آن ریزند که مثل ترحلوا شود. آن وقت آنرا کنار گذارند تا سرد گردد. سپس در میان سینی ریزند و خوب بمالند تا سفید شود و بعد مقداری شکر را قوام آورند، سپس آنرا تکان دهند تا سفت و سرد شود. آنگاه آنرا مخلوط کنند و ته سینی را دارچین پاشند و پهن کنند و یک دو سیر هم قند کوبیده روی آن پاشند. (فرهنگ فارسی معین). || قسمی زردآلوی بسیار شیرین در اصفهان، و در سال ۷۱۷ هـ . ق. که ابن بطوطه به اصفهان آمده این زردآلو را مردم اصفهان قمرالدین می نامیده اند. رنگ آن زرد است و به سرخی زند و از نوری خردتر است. شکرپارهٔ اصفهان از عسل مطبوع تر است. (یادداشت مؤلف). نوعی از زردآلو. (ناظم الاطباء). زردآلوی شیرین. (فرهنگ فارسی معین). نوعی از زردآلوی هسته شیرین و مرغوب و معطر و شیرین که در خلخال بهترین نوع آن در باغهای قصبهٔ کیوی بعمل آید. || که حرکات و سکنات شیرین چون شکر دارد. شیرین سخن : هر شکرپاره شمعی اندر دست شکر و شمع خوش بود پیوست.نظامی. سخنگوی شهد شکرپاره ای به شهد و شکر بر ستمکاره ای.نظامی.
کلمات همقافیه با «شکرپاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر