معنی شکروده
5 بازدید
[ شَ کَ رْ وَ / وُ دَ / دِ ] (ص مرکب) تیز و جلد و چابک. || دارای جد در کارها. || ساخته و آماده در مهمات. (ناظم الاطباء) (از برهان) (آنندراج). ظاهراً مصحف شَکَرْدَه است. رجوع به شکرده شود.
کلمات همقافیه با «شکروده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر