معنی شکرلهجه
5 بازدید
[ شَ کَ لَ جَ / جِ ] (ص مرکب) آنکه آهنگ گفتارش مطبوع است. شیرین سخن. خوش زبان. (فرهنگ فارسی معین): گفتم اکنون سخن خوش که بگوید با من کآن شکرلهجهٔ خوشخوان خوش الحان می رفت. حافظ. و رجوع به شکرزبان و شکرگوی شود.
کلمات همقافیه با «شکرلهجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر