معنی شکرسنگ
6 بازدید
[ شَ کَ سَ ] (اِ مرکب) یک نوعی سنگی که چون ساییدهٔ آنرا بر موضعی که خون آید بریزند بازایستد. (ناظم الاطباء). آنرا سنگ زخم نیز گویند، به تازی حجرالعاج و حجرالاعرابی نیز خوانند، چون سودهٔ آن سپید و شیرین است آنرا شکرسنگ گفته اند و بدو مداوای زخم کنند، و از دیار عرب خیزد از این جهت آنرا حجر اعرابی گویند. (انجمن آرا) (آنندراج). حجر اعرابی است و آن سنگی باشد سفید، چون آنرا بسایند و بر موضعی که خون می آمده باشد ریزند خون را بازدارد. (برهان). اسم فارسی حجرالعاج است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). و رجوع به مترادفات کلمه شود.
کلمات همقافیه با «شکرسنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر