معنی شکرسماع
5 بازدید
[ شَ کَ سَ ] (ص مرکب) کنایه از کسی که آواز و نغمهٔ او بغایت شیرین و خوش آیند بود چنانکه شکرسوار کسی است که حرکات و سکنات او بغایت شیرین و خوش آیند بود. (آنندراج). سماع مطبوع و شیرین مانند شکر. (از فرهنگ فارسی معین): در رود زند شکرسماعی در کوی زند شکرسواری. سنایی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شکرسماع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر