معنی شکرخیز
7 بازدید
[ شَ کَ ] (نف مرکب، اِ مرکب) جایی که شکر خیزد و در آنجا شکر عمل آورند. (ناظم الاطباء). شکرستان. شکرزار. (یادداشت مؤلف). قریب به معنی شکرزار است. (آنندراج): من و مصری که شکرخیز بود خاک آنجا کوزهٔ شهد شود حنظل افلاک آنجا. صائب تبریزی (از آنندراج). و رجوع به شکرزار و شکرستان شود.
کلمات همقافیه با «شکرخیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر