معنی شکرخند

معنی شکرخند

6 بازدید
[ شَ کَ / شَ کْ کَ خَ ] (اِ مرکب) تبسم و خنده در زیر لب. (ناظم الاطباء). کنایه از تبسم باشد. (انجمن آرا). کنایه از تبسم باشد یعنی در زیر لب خنده کردن. (برهان). تبسم. (غیاث). || تبسم خوش آیند. (ناظم الاطباء). تبسم و خندهٔ شکرلبان، و برق و صبح از تشبیهات اوست. (آنندراج). خندهٔ بناز. خندهٔ زیبا. نوشخند. خندهٔ سخت از روی نشاط. خندهٔ نرم و شیرین. (یادداشت مؤلف): بسی پالوده های زعفرانی به شکّرخندشان دادم نهانی.نظامی. زُاستخوانم شد سمندر طوطی از رشک هما این نیستان شعله زار از برق شکّرخند کیست؟ عبداللطیف تنها (از آنندراج). || (نف مرکب) آنکه بطرز شیرین و دلپسندی میخندد. آنکه تبسم شیرین دارد. (از یادداشت مؤلف). آنکه خندهٔ شیرین داشته باشد. (آنندراج): که شاه نیکوان شیرین دلبند که خوانندش شکرخایان شکرخند.نظامی. به داناییش هفت اختر کمربند به مولاییش نه گردون شکرخند.نظامی. حلاوتهای شیرین شکرخند نی شهرود را کرده نی قند.نظامی. از آن یاقوت و آن دُرّ شکرخند مفرح ساخته سوداییی چند.نظامی. به سحر آن دو بادام کمربند به لطف آن دو عناب شکرخند.نظامی. || (اِ مرکب) سخن آهسته که با تبسم محبت آمیز گفته شود. || هر چیز ملاطفت آمیز و ظریف و دلربا. || (نف مرکب) جذب کننده. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «شکرخند»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ند» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید