معنی شکرتیغال
7 بازدید
[ شَ کَ ] (اِ مرکب) غلاف حیوانی شبیه به مگس که در بوتهٔ انزروت از لعاب خود مانند کرم ابریشم می تند و در آن می میرد و آنرا در طب مانند داروهای صدری استعمال میکنند. (ناظم الاطباء) (از تحفهٔ حکیم مؤمن). پیله ای که حشرهٔ خزوکک بر روی اندامهای گیاه تیغال می بندد. || (اصطلاح گیاه شناسی) گیاهی است خاردار از تیرهٔ مرکبان بشکل خارخسک که گلهایش بشکل گلوله ای خاردار و آبی رنگ در انتهای ساقه قرار دارند. این گیاه در سراسر دنیای قدیم میروید. بر روی برگها و ساقهٔ این گیاه حشره ای از راستهٔ قاب بالان بنام خزوکک جهت حفظ تخمها و نوزاد خود پیله ای می تند بقدر یک فندق که سفیدرنگ است. نوزاد پس از آنکه به حیوان بالغ بدل شد پیله را سوراخ میکند و از آن خارج میشود. جنس پیلهٔ این حیوان که از ترشحات گیاه شکرتیغال ساخته شده ترکیبی از مواد سلولزی و نشاسته و مواد ازته و بمقدار زیاد (در حدود ۲۵ درصد) قند مخصوصی بنام ترهالوز است. در طب قدیم از این پیله که بنام شکرتیغال یا گل تیغال مینامند بعنوان ملین و متعادل کنندهٔ دستگاه گوارش استفاده میکردند. باید دانست که در بازار منظور از شکرتیغال همین گل تیغال پیلهٔ خزوکک است و خود گیاه را بنام تیغال مینامند. خارشکر. رعی الابل. شوک الجمال. شوک الجمل. شکرتیار. || (اصطلاح پزشکی) پیله ای که حشرهٔ خزوکک بر روی اندامهای گیاه تیغال می بندد. (فرهنگ فارسی معین). || چیزی شیرین مزه است که در درون گل تیغال باشد و آن جزء شیرین را در درکه، قندک و خود گیاه را تیغ قندک نامند. خارشکر. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شکرتیغال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر