معنی شکربرگ
5 بازدید
[ شَ کَ بَ ] (اِ مرکب) حلوایی که از شکر و بادام سازند. (ناظم الاطباء). نوعی از شکرپاره. (برهان). شکربوره. شکربره. شکربوزه. شکربورک. شکرپاره. نوعی از شکرپاره و آن حلواییست که با میوه ها پزند و آنرا سنبوسهٔ قندی نیز گویند. (از انجمن آرا) (از آنندراج). و رجوع به مترادفات کلمه شود. || شکرقلم، یعنی برگهای دراز پهن که از شکر سازند و بر هم بندند. (از برهان) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شکربرگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رگ» برای سرودن شعر