معنی شکد

معنی شکد

7 بازدید
[ شَ ] (ع مص) بخشیدن و دادن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). عطا کردن و بخشش نمودن. (ناظم الاطباء). عطا دادن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). عطای بی عوض. (یادداشت مؤلف).
[ شُ ] (ع اِ) سپاس منعم بر نعمت به لغت یمن. (منتهی الارب) (آنندراج). شکر و سپاس. (ناظم الاطباء). شکر. (از اقرب الموارد). || عطا و بخشش. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). عطای بی عوض. (یادداشت مؤلف). در لغت ثعالبی آمده است: «شکد، بخشش ابتدابه ساکن است و اگر در جزای بخشش دیگری باشد شُکْم نامیده میشود». || آنچه توشه داده باشد انسان از شیر یا کشک یا چربی یا خرما تا آنها را از منازلشان بیرون برد. || گندم در هنگام درو آن. || آنچه از خوردنی و آشامیدنی در خانه گذارند. ج، اشکاد. (از اقرب الموارد).
[ شُ ] (ع مص) شَکْد. بخشیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). و رجوع به شَکْد شود.

کلمات هم‌قافیه با «شکد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید